آخرین مطالب:  

خرافی گری در ایران و بازتولید آن توسط حاکمیت – میلاد بالسینی

اؤیرنجی سسی: مدتی است جهت نگارش پروژه تحقیقاتی‌‌ام در رابطه با موضوع خرافات در ایران مطالعه می‌کنم. علاوه بر فقر شدید شناختی در حوزه مربوطه که ناشی از فقدان تحقیق و بررسی‌های جدی و آکادمیک این معضل روانی-اجتماعی است، جایز است سرفصل جداگانه‌ای را اختصاص داد تا منابع موجود این حوزه را نیز آسیب‌شناسی نمود.

به گفته «اسکینر» روانشناس شهیر، اگر چنانچه‌ تحقیقاتی که در رابطه با خرافات منتشر می‌شوند سبب تعدیل و یا از بین‌ رفتن خرافات در جامعه نشود با گمراهی و سردرگمی که در پی دارد همین آثار، خود می‌تواند منجر به بازتولید روزافزون خرافات در جامعه شود.

بسیاری از محققان ایرانی خرافات را مانع اساسی توسعه می‌دانند حاشا که خود درک درستی از ‌پروسه توسعه و حتی علل عقب‌ماندگی کشور ندارند تا بتوانند راهکار مناسبی برای خروج از این بحران ارائه نمایند و یا برخی دیگر از این محققان علت و اوج گسترش خرافات‌ در ایران را مربوط به دوره ورود مغول‌ها به منطقه می‌دانند. ولی هیچ‌کدام از این محققان دلایل محکم و مستندی را ارائه نمی‌دهند که کدام‌یک از شرایط و زمینه‌های رشد تعقل و خردگرایی در این منطقه وجود داشت که با ورود تورک، مغول و عرب به این سرزمین مانع از پیشرفت و محقق شدنش شد؟

عده‌ای از نویسندگان نیز روشنگری مردم از طریق آموزش‌وپرورش، رسانه‌ها، مطبوعات و… را به مسئولان گوشزد می‌کنند غافل از اینکه در ایران هیچ‌ نهاد و ارگانی مستقل از نهاد تک‌بعدی سیاست نیست که بدون خواست و اراده آن‌ها چنین اقدامی عملی شود.

برخی دیگر هم به دلیل خطوط قرمزی (فرضی یا واقعی) که برای خود در نظر گرفته‌اند، هیچ ‌اشاره‌ای به دلیلِ ادامه بازتولید خرافات در جامعه امروزی ایران نمی‌کنند.

طبیعتاً خرافات از گذشته‌های دور در تمام جوامعی که افراد آن فاقد توانایی بررسی عقلانی و علمی پدیده‌ها و امور را نداشتند رایج بود که هرچند با توسل به آن درک ناقص و غیرمنطقی موجب کاهش اضطراب و تشویش درونی خویش می‌شدند.

به‌زعم بسیاری از متخصصان، خرافات که منجر به عدم رشد تعقل و خردگرایی در جامعه می‌شود انسان‌‌ها را به‌سوی تقدیرگرایی رهنمون می‌سازد؛ بنابراین می‌توان گفت سیستم حاکم با حمایت مستقیم یا غیرمستقیم خود به‌نوعی عامل ترویج خرافات هست زیرا از این منظر کنش‌های خود همین مسئولان نیز در اذهان کور بسیاری از مردمانی که این‌گونه بار آمده‌اند، نوعی تقدیر تلقی می‌شود که می‌تواند مانع از هرگونه واکنش معقول به اقدامات و تصمیمات آن‌ها ‌شود.

یکی از نمونه‌های آشکاری که نشان از حمایت حاکمیت از ترویج خرافات در جامعه است فعالیت آزادانه دعانویسان در سطح جامعه هست. من‌جمله در سطح شهرستان مراغه (که به مشاهده دقیق آن پرداخته‌ام) علاوه بر بسیاری از دعانویسانی که در منازل شخصی خویش خدمات ارائه می‌دهند بسیاری هم به‌صورت کاملاً آزادانه در قالب کسبه و صنف خاصی در خیابان‌های اصلی شهر و در مغازه‌های خود روزانه پذیرای خیل عظیمی از مراجعه‌کنندگان می‌باشند.

اصل کنترل اجتماعی نشانگر این است که با حذف ظاهری بسیاری از عوامل جرم و جنایت در جامعه امکان کاهش معضلات مربوطه وجود دارد. حال نه اینکه حاکمیت در قبال حذف ظاهری مثلاً دعانویسان به‌عنوان یکی از عوامل نیرومند خرافی از سطح جامعه هیچ اقدامی نمی‌کند بلکه با اجازه به ادامه فعالیت آزادانه آن‌ها در سطح جامعه منجر به گسترش روزافزون خرافات و درنهایت بروز نتیجه مقبول و موردنظرشان می‌شود.

حال بدیهی است که بدون فرهنگ‌سازی و اقدامات گسترده حاکمیت و ارگان‌های وابسته هیچ‌گاه این معضل در جامعه تعدیل و یا حذف نخواهد شد. ضمناً در این وضعیت اسفناک که با پشتوانه قدرت و ثروت حکومتی خرافات با این حجم در جامعه بازتولید می‌شوند بایستی محققان به توصیف، تشریح و تبیین دقیق چیستی و چرایی‌های بازتولید این مقوله در جامعه امروزی ایران بپردازند تا سایرین را نیز از چگونگی وجود این معضل آگاه سازند. در غیر این صورت همان‌طور که ذکر آن رفت با راهکارهای موضع‌گیرانه‌ای که ارائه می‌دهند عملاً منجر به سردرگمی و به‌اشتباه انداختن دیگران نیز می‌شوند که درنهایت بیش‌ازپیش این مقوله در جامعه بازتولید خواهد شد.

پ.ن: باوجود تمام نواقصات در تحقیقات مذکور بااین‌حال بازهم تمامی آن‌ها بر مناطق مرکزی و عمدتاً فارس نشین کشور تمرکز نموده‌ و به‌جز یکی دو مورد هیچ تحقیقاتی در مناطق حاشیه‌نشین من‌جمله آذربایجان صورت نگرفته است.

اشتراک گذاری

کمپین درخواست نصب تندیس «ملا حسنی» در سولدوز و سنگ‌اندازی مسئولین

برگزاری نشست بررسی تاریخ، ادبیات و سیاست ایران از دیروز تا به امروز

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را ثبت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.