آخرین مطالب:  

رشته روانشناسی، قربانی اسلامی سازی علوم انسانی در ایران – میلاد بالسینی

اؤیرنجی سسی: یکی از قربانی‌های سیستماتیک اسلامی سازی علوم انسانی در کشور رشته روان‌شناسی بود که از سال ۱۳۹۲ با رویه‌ متفاوتی در برخی از دانشگاه‌ها متولد شد. قبل از آن روانشناسی در مقطع لیسانس با گرایش عمومی و بالینی دانشجو می‌پذیرفت و در مقاطع تحصیلات تکمیلی نیز علاوه بر این‌ها اندی گرایش نیز جهت انتخاب دانشجویان متقاضی اضافه می‌شد؛ اما در حال حاضر این رشته‌ صرفاً روان‌شناسی (بدون هیچ پسوندی) نام دارد، یعنی نه عمومی و نه بالینی. در چارت رسمی این رشته بسیاری از واحدهای درسی وجود دارد که اصلاً و ابداً ارتباطی با ماهیت روان‌شناسی ندارند.

این‌ واحدها به ترتیب عبارت‌اند از: انسان از دیدگاه اسلام، معرفت‌شناسی، روان‌شناسی از دیدگاه اندیشمندان اسلامی، آشنایی با فلسفه اسلامی، فلسفه علم روان‌شناسی، آموزه‌های روان‌شناسی در قران، آموزه‌های روان‌شناسی در حدیث، خانواده در اسلام و روان‌شناسی. جالب‌توجه است که این واحدهای درسی جدا از واحدهای عمومی جهت گذراندن تمامی دانشجویان هست و فقط مختص دانشجویان گروه روان‌شناسی می‌باشد. چنانچه اغلب این‌ واحدها نیز به‌صورت پایه تدریس می‌شوند. جالب‌تر اینکه برخی از واحدهای فوق مختص حوزه علمیه بوده و امروزه نیز برای دانشجویان رشته روان‌شناسی توسط روحانی‌ها تدریس می‌شود.

شاید در ظاهر مهم‌ترین دلیل این اقدام مسئولان به‌زعم خودشان بومی‌سازی مباحث علوم انسانی است زیرا مباحث مطرح در کتب ترجمه‌شده طبیعتاً مختص جوامع اروپایی بوده و با خصوصیات ما در تضاد است و بایستی مباحثی مختص جامعه «ایرانی-اسلامی» به وجود آورد. ولو زمانی که به متن کتب مربوط به واحدهای فوق مراجعه می‌شود چنین استدلالی را نمی‌شود استنباط نمود؛ زیرا در متن کتب معرفی‌شده از سوی وزارت علوم هیچ موردی از تحقیقات روان‌شناختی بومی دیده نمی‌شود و یا هیچ نظریه‌ای هم نیست که از سوی دانشمندان ایرانی-اسلامی مطابق با خصوصیات بومی ارائه‌شده باشد. بلکه غالباً به برخی از خصوصیات فردی از منظر دینی نگریسته شده و گاهی هم برای محکم‌کاری با برخی نظریه‌ها مقایسه می‌شود تا به‌ظاهر از اعتبار بالایی برخوردار شود.

اما شاید کارکرد پنهان این امر فراتر از علم‌آموزی و… باشد. به نظر من کارکرد این مقوله صرفاً توجیه ایدئولوژی حاکم از منظر علوم انسانی است؛ زیرا ماهیت و کارکرد دین و علم مشخص و از هم جداست. در عصر جدید با توسل به تغییر کارکرد سنتی دین در جوامع اروپایی علوم تجربی پا به عرصه هستی گذاشتند‌؛ زیرا حس و تجربه امری است همه‌گیر که شیوه عملکرد علوم تجربی از آن نشئت می‌گیرد؛ اما دین با خوانش سنتی امری است مطلق تحت سیطره روحانی‌هایی که هیچ تغییری را برنمی‌تابند. پس درنتیجه دین سنتی رایج در کشور که فقط یک خوانش رسمی و حکومتی از آن وجود دارد نمی‌تواند ماهیتاً با علم در ارتباط باشد.

اشتراک گذاری

شماره جدید نشریه «تومورجوق» منتشر شد

شمال سوریه؛ انبار تسلیحات پ.ی.د/پ.ک.ک

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را ثبت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.