آخرین مطالب:  

خودباوری زنان لازمه پایان خشونت علیه آن‌ها – محمد رحمانی فر

اؤیرنجی سسی: وقتی با عبارت «خشونت علیه زنان» مواجه می‌شویم اولین واژگانی که در ذهنمان مجسم می‌شوند مشت و لگد، فحش و بدوبیراه و امثال آن‌هاست. غافل از اینکه، این‌ها فقط جنبه عریان ماجراست و این ماجرا جنبه‌های پنهان بسیاری دارد که همچنان مغفول مانده‌اند.

خشونت علیه زنان فقط شامل خشونت فیزیکی نیست بلکه جنبه‌هایی همچون خشونت روانی‌، کلامی، اجتماعی، اقتصادی و جنسی را نیز در برمی‌گیرد. به‌عنوان‌مثال، شوخی‌ها و جوک‌های جنسیتی که حتی بعضی‌اوقات خود زنان را به خنده وا می‌دارند و حتی بعضی‌اوقات خود آن‌ها نیز در اشتراک‌گذاری آن‌ها سهیم می‌شوند، مصداق بارز خشونت علیه زنان محسوب می‌شوند؛ زیرا مفهوم نهفته در پس پرده قهقهه‌های حاصل از این جوک‌ها این است که زنان ذاتاً فاقد برخی از قابلیت‌های ادراکی، عملکردی، اجتماعی و… هستند. درحالی‌که یافته‌های علمی حاکی از آن است که زنان در مقایسه با مردان از هوش اجتماعی بالاتری برخوردارند.

قطعاً موضوع خشونت علیه زنان آن‌قدر گسترده است که در این نوشته کوتاه امکان پرداختن به آن وجود ندارد ولی آنچه من می‌خواهم بر آن تأکید نمایم و به‌زعم من بزرگ‌ترین آفت حقوق زنان در جوامع سنتی و جوامع در حال گذار محسوب می‌شود، ناآگاهی زنان این جوامع از حقوق خویش و عدم آگاهی آن‌ها از مصادیق خشونت علیه زنان هست. تا جایی که در غالب موارد در جوامع مزبور خود زنان زمینه‌سازان، تائید کنندگان و حتی مشوقان خشونت علیه خویش می‌شوند.

به‌عنوان‌مثال، در چنین جوامعی این فقط دولت‌ها نیستند که حق زنان در انتخاب پوشش دلخواهشان را محدود می‌کنند، حتی فقط مردان نیستند که این حق آن‌ها را محدود می‌سازند، بلکه این خود زنان هستند که انتظار دارند شوهرانشان با حساسیت نشان دادن نسبت به پوشش آن‌ها درواقع میزان محبت و البته غیرت خود را به آن‌ها اثبات نمایند. بسیاری از زنان ما محدودیت‌های واردشده بر آزادی‌های خودشان را در داخل گیومه‌ی غیرت مردانشان قرار می‌دهند و به همین خاطر نه‌تنها از تضییع حقوق خویش نگران نمی‌شوند، بلکه به آن می‌بالند.

آری، تجربه زندگی هزاران ساله در جوامع مردسالارانه اخلاق مردسالارانه را نه‌تنها در وجود مردان جامعه بلکه در نهاد زنان جامعه نیز نهادینه کرده است و به نظر می‌رسد که زنان در چنین جوامعی مصداق بارز بردگانی هستند که زنجیر‌های اسارت خود را می‌پرستند.

خشونت علیه زنان هرگز به پایان نخواهد رسید مگر اینکه خود زنان پیشگامان و پیش‌آهنگان حقوق خویش باشند و این نیز محقق نخواهد شد مگر اینکه زنان به آن درجه از خودآگاهی و خودباوری برسند که در این کار به دنبال حمایت مردان نباشند. حمایت مردان از حقوق زنان هرچند امری است پسندیده، ولی چشم دوختن زنان به حمایت مردان (حداقل به‌طور تلویحی) بیانگر آن است که زنان هنوز به آن درجه از خودباوری نرسیده‌اند که برای احقاق حقوق خودشان نیازمند حمایت مردان نباشند. درعین‌حال، حمایت مردان از حقوق زنان در اغلب مواقع مبتنی بر این پیش‌فرض است که زنان به‌تنهایی نمی‌توانند بار این مأموریت را بر دوش بکشند: امری که خود، مصداق خشونت علیه زنان تلقی می‌شود!

اشتراک گذاری

جمعیت ۴۰ میلیونی بیکاران در ایران

عیادت و دیدار یوروش مهر علی بیگلو با عزیز پور ولی

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را ثبت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.