آخرین مطالب:  

تلقی مکانیکی از تاریخ و انسان

اؤیرنجی سسی: ما معمولاً توجه نمی‌کنیم یا از یاد می‌بریم که انسان در نسبت و ارتباطش با دیگران و با تاریخ، انسان می‌شود. او موجودی نیست که همواره در هر زمان و هر جا فهم و درک ثابت داشته باشد؛ زیرا ادراک یک امر صرفاً فیزیولوژیک و روان‌شناختی نیست که ساختار ثابت داشته باشد.

اگر هم آن را کار مغز بدانیم، باید توجه کنیم که مغز انسان با جهان انسانی تناسب و تناظر دارد. چنان‌که یکی از اجزای مغز، مرکز حافظه است و اگر این مرکز آسیب ببیند، ادراک مختل می‌شود، یعنی آدمی بدون حافظه ادراک ندارد. ما همه با حافظه شخصی و تاریخی خود امور را ادراک می‌کنیم و اگر بخواهیم از اکنون بدون گذشته آغاز کنیم، حتی اشیای محسوس را نیز درک نمی‌کنیم. به این جهت آدمی بدون تاریخ نمی‌تواند زندگی کند. به‌عبارت‌دیگر ساختار فیزیولوژیک انسان با تاریخی بودنش تناسب دارد و به این جهت انسان از تاریخ جدا نمی‌شود و اگر بشود، زندگی‌اش پریشان و آشفته است.

تورک و تورکیّت هم تاریخی است که در وجود مردمانش تحقق‌یافته است و ما هم‌اکنون نیز کم‌وبیش به آن بسته‌ایم و به این بستگی نیاز داریم و برای اینکه آن را تجدید و حفظ و مستحکم کنیم، باید به آن بیندیشیم. تورک بودن را به تابعیت کشوری خاص تحویل نباید کرد. ممکن است هزاران تن از مردم یک کشور ترک تابعیت کنند، اما گذشته خود را نمی‌توانند تغییر دهند و اگر به جهان فرهنگی دیگری تعلق پیدا نکنند، آینده‌ای ندارند.

ما آدمیزادان بوته‌ گیاهی نیستیم که در کنار جویی رُسته باشیم، بلکه با دیگران و در نسبت با آنان در جهان انسانی خاص فهم و خرد پیدا می‌کنیم. همه مردمان در جهان خاص خود در نسبت با تاریخ، هویت و وطن خویش زندگی می‌کنند و راه می‌جویند و به‌جایی می‌رسند. افراد ممتاز در هر جامعه آنان‌اند که بیشترین بستگی را به فرهنگ و تاریخ خوددارند. آن‌که بی تاریخ است، درک، علم، خرد و هنر ندارد.

خوب است در این نکته متضمن تعارض، تأمل‌کنیم که در اروپای جدید از همان زمان که طرح «حقوق بشر» و جلوه‌های «جهان‌وطنی» در لیبرالیسم پدیدار شد، «ملت و ملیت» هم در فکر و عمل قوام یافت و حقوق بشر در حدود آن قرار گرفت؛ یعنی مردمان اگر به یک کشور و ملیت تعلق نداشتند، از حقوق بشر بهره‌مند نمی‌شدند. «حق طبیعی» هنوز اثبات و تثبیت نشده بود که به «حق تاریخی» مبدّل شد. گویی هیچ‌چیز طبیعی‌تر از تاریخی بودن بشر نیست. مراد از تاریخی بودن و تاریخ داشتن، «باستانی بودن» نیست، بلکه در زمان بودن و اکنون را به‌عنوان امکان‌هایی در نقطه پایان گذشته و ابتدای آینده درک کردن است.

اشتراک گذاری

مصاحبه مرکز مطالعاتی تبریز باخانم منا سیلاوی

وقتی قاچاقچیان کاسب‌کار می‌شوند – یادداشت سیاسی

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را ثبت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.