آخرین مطالب:  

رد پای شوونیسم فارس در کشتار نظامیان تورک غرب آزربایجان – رضا تورک

اؤیرنجی سسی: مقاله « رد پای شوونیسم فارس در کشتار نظامیان تورک غرب آزربایجان» به قلم «رضا تورک» نزدیک به ۱۰ سال پیش در شماره دوم نشریه «توپراق» ارگان «کمیته مردمی دفاع از غرب آزربایجان» منتشر شد. وب‌سایت اؤیرنجی سسی بنا به ضرورت  و با توجه به حوادث اخیر رخ‌داده و شرایط منطقه‌ای با نشر دوباره این مقاله، سعی دارد بخشی از خطراتی که متوجه غرب آزربایجان است و از سال‌ها پیش به‌طور منظم و برنامه‌ریزی‌شده دنبال می‌شود را بررسی کند.

 

رد پای شوونیسم فارس در کشتار نظامیان تورک غرب آزربایجان – رضا تورک

کشوری که ایران نامیده می‌شود در مقطع زمانی کنونی حساس‌ترین و پیچیده‌ترین دوران سیاسی خود را سپری می‌کند. ازیک‌طرف مسائل انرژی هسته‌ای و مخالفت‌های بین‌المللی با ایران، حمایت ایران از تروریسم در عراق، دخالت سیاسی-نظامی در مسائل فلسطین و از سوی دیگر نارضایتی‌های عمومی و خصوصاً صنفی در ایران و مهم‌ترین معضل این کشور چندملیتی یعنی مسئله قیام ملیت‌های غیر فارس علیه آپارتاید فارسی در این کشور شرایطی به وجود آورده است که می‌توان گفت که نظام جمهوری اسلامی در بدترین شرایط بسر می‌برد و هرروز نیز برشدت فشارها بر هیئت حاکمه این کشور اقتدارگرا افزوده می‌شود.

در شرایط کنونی که بسیاری از سیاستمداران و کاسه‌لیسان دیروز رژیم خود امروز در زندان‌ها بسر می‌برند و طیفی از این سرسپردگان نیز با انبوهی از اطلاعات نظامی و استراتژیکی به کشورهایی نظیر آمریکا پناهنده می‌شوند و نیز تحولات سیاسی و امنیتی و نظامی در خاورمیانه و خصوصاً مناطق غربی آزربایجان، شاید عنوان نمودن این مطلب که «رد پای شوونیسم فارس در کشتار سپاهیان تورک در غرب آزربایجان مشهود است» دور از واقعیت نباشد.

آنچه عیان است حمایت‌های بی‌دریغ رژیم جمهوری اسلامی- فارسی ایران از اکراد تروریست و شمال شرق عراق است که از اینان به‌عنوان اهرم‌های فشار بر کشورهایی نظیر عراق، تورکیه و حرکت ملی آزربایجان بهره می‌گیرد. هرچند که آمریکا نیز اکنون از حامیان بزرگ اکراد محسوب می‌شود و اکراد سربازان ارزان‌قیمت آمریکائی‌ها هستند ولی ایران نیز هیچ‌وقت حمایت‌های خود از اکراد را قطع نکرده است. دلیل این سیاست پیچیده را می‌توان در تداخل منافع آمریکا و ایران در بهره‌گیری از کارت کرد دانست که هریک بنا بر نیاز خود از این سربازان ارزان‌قیمت استفاده می‌کنند و البته که اکراد نیز هوشمندانه موقعیت خود در منطقه را تثبیت کرده و خصوصاً رؤیای تشکیل دولت کردی را به واقعیت نزدیک‌تر می‌کنند.

واقعیت آن است که برای جمهوری اسلامی- فارسی ایران که خود بنیان‌گذار و پدیدآورنده و حامی گروه‌های تروریستی کردی است کنترل این گروه‌ها و ادعاهای خطرناک ایشان کار سخت و محالی نیست کما اینکه در طول تاریخ اکراد بارها چنین سرنوشتی را تجربه کرده‌اند، ولی کنترل نصف جمعیت ایران یعنی کنترل نمودن نوادگان بابک و ستارخان کاری بسیار دشوار و شاید جزو محالات باشد. لذا رژیم ضد تورک ایران تمامی تلاش خود را بکار بسته است تا صدای حق‌طلبی و آزادی‌خواهی ملت آزربایجان را با ابزارهایی نظیر تروریسم کرد خفه نماید.

در طول چند ماه اخیر چند تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران که همگی تورک آزربایجانی بوده‌اند بنا به اعلام مراجع رسمی ایران در درگیری و یا گرفتار شدن در تله‌های انفجاری احزاب تروریستی پژاک و پ.ک.ک جان خود را ازدست‌داده‌اند. وقتی‌که «حنیف درستی» فرمانده سپاه خوی در منطقه جهنم‌دره به همراه ۱۷ تن دیگر شهید شدند گمان می‌رفت رژیم جمهوری اسلامی عملیات‌های گسترده و منظم و مداومی را جهت پاک‌سازی منطقه انجام دهد ولیکن این‌گونه نشد و پس از چند حمله جسته‌وگریخته و کشته شدن چند پاسدار دیگر و چند نیروی درجه چندم محلی پژاک تحولی به وجود نیامد حتی تروریست‌های کرد میدان عمل بیشتری نیز به دست آوردند. در ماه گذشته نیز فرمانده تیپ سوم سپاه آزربایجان غربی و معاون حفاظت‌واطلاعاتی وی به‌واسطه گرفتار شدن در تله انفجاری جان خود را از دست دادند. همچنین در منطقه مابین سویوق بولاق (مهاباد) و خانا (پیرانشهر) نیروهای انتظامی و سپاه پاسداران به‌اشتباه! با یکدیگر درگیر شدند که به کشته شدن حداقل ۴ سرباز و افسر تورک انجامید.

حال می‌توان به این موارد سقوط هواپیمای سپاه در سال قبل در منطقه امامزاده اورمیه اشاره کرد که در طی آن نیز چندین تن از افسران و فرمانده‌های سپاه که تخصص آن‌ها در جنگ‌های چریکی با تروریست‌های پژاک و پ.ک.ک بود کشته شدند.

وقتی‌که این کشتارها و ملیت فرماندهان و افسران کشته‌شده را مورد دقت قرار دهیم خواهیم دید حداقل ۱۲ تن از افسران ارشد سپاه پاسداران که همگی آزربایجانی بوده‌اند و تخصص در جنگ‌های پارتیزانی داشته‌اند و تجربه و روحیه مبارزه با تروریست‌های کرد را داشته‌اند در طی این «حوادث» و «قضایا» جان خود را ازدست‌داده‌اند. به‌عنوان‌مثال شخصی همچون «حنیف درستی» که خود اهل خوی بود و تمام دوران خدمت وی نیز در این منطقه سپری‌شده بود در مسئله دفع فتنه اکراد به‌عنوان تکیه‌گاهی برای اهالی خوی محسوب می‌شد در طی این «قضایا» کشته می‌شود، نکته جالب اینکه رسانه‌های خبری دولتی یا وابسته به محافل فارسی ایران از اکراد تروریست با عنوان «اشرار مسلح» یاد می‌کنند و حتی برای احترام به خون شهدا هم که شده واقعیت را نمی‌گویند و باز به فرافکنی خبری می‌پردازند، شاید این کشته‌شدگان لیاقت آن را ندارند تا قاتلانشان بانام اصلی یعنی «تروریست‌های کرد» به ملت معرفی شوند و ملت خفته منطقه از خطرات سهمگین تروریسم کرد آگاهی یابد و تا وقت هست به آمادگی جهت نبردی ناخواسته مهیا گردد.

به نظر چنین می‌رسد که شووینیسم فارس هم‌زمان با گشودن آتش بر روی ملت آزربایجان و دستگیری و بازداشت‌های فله‌ای فعالان حرکت ملی آزربایجان و شدت دادن به خفقان در آزربایجان و میلیتاریزه نمودن شهرهای آزربایجان «پروژه حذف و ترورهای غیرعلنی فرماندهان سپاهی تورک که به‌عنوان پایه‌های مهم در جنگ‌های علیه تروریست‌های کرد بشمار می‌روند را کلید زده است.»

هرچند که به دلیل عدم رشد شعور سیاسی و ملی در بین نیروهای نظامی و امنیتی تورک اینان اکنون در خدمت به دشمنان ملت خود هستند اما در مواقع مقتضی این ناآگاهان با هدایت ملت باگذشت آزربایجان ستون‌های نبرد با زیاده خواهان کرد را تشکیل خواهند داد.

شووینیسم فارس با حذف و قتل این فرماندهان درصدد است تا تمامی نیروهای آموزش‌دیده تورک را که صلاحیت و توان مقابله با تروریسم کرد و ادعاهای ارضی آن‌ها بر سرزمین تاریخی آزربایجان رادارند از بین ببرند و بجای آن‌ها نیروهایی غیربومی و یا بی‌تعصب را بر سرکار گمارند تا در شرایط بحرانی آنچه به نفع شووینیسم فارس است رقم زنند و نیز در سرکوب ملت آزربایجان کوتاهی نکنند.

وقتی‌که رژیم جمهوری اسلامی در حماسه‌های خرداد و اسفند و مراسم ملی قلعه بابک صدها هزار نیروی یگان ویژه، سپاهی و بسیجی و اطلاعاتی را از کرمان و یزد و تهران و خراسان و شمال و کردستان و لرستان برای سرکوب ملت آزربایجان به این سرزمین متمدن و ستمدیده گسیل می‌دارد و بر روی ملتی که شعار عدالت و ضد تبعیض سر می‌دهند گلوله‌های سربی شلیک می‌کند و شهرها را تبدیل به جبهه جنگ می‌کند، چرا همین رژیم نیروهای فارس زبان را برای مبارزه با تروریست‌های کرد به غرب آزربایجان اعزام نمی‌کند؟ چرا باید فرماندهان و سربازان تورک آزربایجانی در جلوی آتش تروریست‌های کرد کشته شوند؟ به‌راستی چه توافقات و پیمان‌های پشت پرده‌ای بین رژیم فارسی ایران و تروریست‌های کرد وجود دارد که اکنون سربازان و فرماندهان تورک باید تاوان آن‌ها را بپردازند؟

آیا وقت آن فرانرسیده است که نیروهای سپاهی، بسیجی، ارتشی، انتظامی و اطلاعاتی با درک واقعیات سیاسی جامعه ضد تورک ایران و با عنایت به سیر حوادث خطرناک در خاورمیانه که بیش از همه منافع ملی آزربایجان را مورد تهدید قرار می‌دهند به‌سوی ملت باگذشت آزربایجان بازگردند و ننگ خدمت به شووینیسم فارس و خیانت علیه ملت خود را برای همیشه به زباله‌دانی تاریخ بیندازند؟

به امید روزی که تمامی اقشار ملت آزربایجان با آگاهی و شعور این سرزمین ستمدیده‌مان را به‌سوی سعادت و خوشبختی رهنمون سازند.

اشتراک گذاری

آمریکا به‌جای کمک به استقلال کُردها، کشور فلسطین را تشکیل دهد

واقعیت‌هایی درباره احیای دریاچه اورمیه

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را ثبت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.