آخرین مطالب:  

عدول استراتژیک از حرکت ملی آزربایجان بانام هویت طلبی – نگاه سیاسی اؤیرنجی سسی

اؤیرنجی سسی: جهان امروز را جهان تقابل اندیشه‌ها گفته‌اند، که انسان قرن ۲۱ را از حیث تشخص، شخصیت و تفکر پرورش می‌دهد و انسان اندیشمند معاصر را متمایز می‌کند. اندیشه در جهان امروز پایگاه اصلی شکل‌گیری انواع جریان‌هاست که بدین‌وسیله از یکدیگر تفکیک می‌گردند.

جریان‌های فکری به‌عنوان یکی از عظیم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین ابزار جامعه‌شناختی، بر پایه‌ی اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی شکل می‌گیرند و بر این اساس نیز از سایر جریان‌های سیاسی متمایز می‌گردند. اندیشه در شکل‌گیری جریان کاربردی دوجانبه دارد که در ابتدا مولد و لزوم شکل‌گیری آن است و سپس تدوین آرمان‌ها، عقاید، استراتژی و تاکتیک‌های آن.

حرکت ملی آزربایجان نیز به‌عنوان عظیم‌ترین جریان فکری هویتی در ایران امروز، جریانی است که از پای‌بست، استقلال فکری و ایدئولوژیک خود را از سایر جریان‌های سیاسی و قدرت‌های دیگر اعلام کرده و به‌عنوان یک نیروی اپوزسیون وارد عرصه‌ی سیاسی ایران گشته است.

شکست حرکت اصلاح‌طلبانه‌ی قومی در عصر رهبر فقید، سید جعفر پیشه‌وری و رفتار ددمنشانه رژیم فاشیستی پهلوی تقریباً تمامی کورسوهای اصلاح گری در ایران معاصر را زدود و نقطه‌ی طلاق سیاسی، فرهنگی، اجتماعی ایران و آزربایجان گشت و بر تمام دل‌بستگی و وابستگی‌ها به ممالک محروسه‌ی قبل از مشروطیت خط رد کشید.

استقلال‌طلبی و تشکیل آزربایجانی مستقل به گستره‌ی آزربایجان شمالی و جنوبی ازآن‌پس و شکل‌گیری مجدد جنبش ملی آزربایجان پس از انقلاب ۵۷ و به‌ویژه پس از استقلال آزربایجان شمالی به اصلی‌ترین آرمان و استراتژی این جنبش تبدیل شد که مشی مبارزه و ادبیات سیاسی، اجتماعی و… آن را تدوین می‌کند.

حرکت ملی آزربایجان ازآن‌پس تمام نیروهای استقلال‌طلب آزربایجانی، با هر اندیشه و ایدئولوژی اعم از چپ و راست و… را در برمی‌گیرد و گستره‌ی وسیع و دموکراتیک آن مولد جبهه‌ای برای تجمیع تمام اندیشه در قالب استقلال آزربایجان و تشکیل آزربایجان واحد بوده است.

رفتار حرکت ملی آزربایجان با حکومت جمهوری اسلامی به‌مثابه‌ی نیروهای اپوزسیون و البته قاطع‌تر و وسیع‌تر از آن بوده است. جنبش‌های ۱۹ اردیبهشت ۷۴، میتینگ‌های قلعه‌ی بابک، قیام خرداد۸۵، سلسله قیام‌های اورمو گؤلو در سال ۸۹ و ۹۰ و قیام ضدنژادپرستی ۱۸ آبان ۹۴ ازجمله برخوردهای قاطع و مؤثر در اوج خفقان سیاسی و سرکوب حکومت بوده است.

اما از اواخر دهه ۸۰، چالشی به نام هویت طلبی یا هویت خواهی، ذهن حرکت را به خود درگیر کرد. جریانی که خواستگاه نظری و اجتماعی آن مشخص نبود اما بحث‌ها و تفسیرها از آن به‌عنوان یک جناح رسمی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در قالب قانون اساسی جمهوری اسلامی برای دست یافتن به حقوق ابتدایی ملی خبر می‌داد.

جریان هویت طلبی در اوایل دهه ۹۰ به‌عنوان بخشی از حرکت ملی آزربایجان یا به تعبیری دیگر، جناح محافظه‌کار آن شناخته شد که در قالب تقیه در راستای منافع حرکت ملی و انتشار اندیشه‌های آن گام بر خواهد داشت که می‌توان از گام‌های موفق و درخشان فعالین در قالب این نام به مدیریت انتخابات در غرب آزربایجان، تدوین ادبیات رسمی و پیگیری مطالبات ملی اشاره کرد. اما جریان هویت طلبی امروزه به دلیل ورود برخی ناخالصی‌های فکری در حال منحرف شدن از خواستگاه استراتژیک و مسیر فکری حرکت ملی آزربایجان است.

روش جمهوری اسلامی ایران در مقابله با اندیشه‌های اپوزسیونی عموماً شیوه‌ی سرکوب است اما سیاست‌های مدیریت و ایجاد انشعاب آن همیشه کارسازتر از دستگاه سرکوب بوده. رژیم ایران امروز با داخل کردن برخی چهره‌های متصل به خود درصدد مدیریت جریان هویت طلبی و ایجاد تمایز در آن با حرکت ملی است که درنتیجه‌ی آن انشعاب بزرگی دامن‌گیر این جنبش خواهد شد و اولین علامت‌های آن نیز قابل حس است، که ادبیات قاطع حرکت ملی امروزه به دیالوگی نحیف و دوپهلو در قالب جریان هویت طلبی تبدیل شده است. رسانه‌های حرکت ملی از رونق افتاده و جای خود را به رسانه‌های قانونی اصلاح‌طلب قومی داده‌اند. استقلال و استراتژی تشکیل آزربایجان واحد به فراموشی سپرده‌شده و شعار احقاق حقوق در قالب تمامیت ایران اسلامی سر داده می‌شود.

جریان هویت طلبی هرچند دست آوردهایی را به همراه داشت و توانست به برخی از مطالبات ملی رسمیت دهد و دغدغه سازی نماید اما در مقابل بسیاری از اصول اولیه حرکت ملی آزربایجان را به انزوا برد که در ذیل به شماری از آنان اشاره می‌کنیم.

۱ – جریان قاطع  و مقاوم حرکت ملی را از رونق انداخته و روحیه‌ی ضد شوونیستی ملت را تقلیل داد و آنان را در دام اصلاح انداخت. (آزادی رسانه و آزادی عمل جریان هویت طلبی نسبت به حرکت ملی آزربایجان و استقبال رژیم از حرکت میانه‌رو را می‌توان عامل اصلی این افول، عنوان کرد)

۲ – حرکت راهبردی جریان را به وابسته به تاکتیک نمود. (حرکتی که درگذشته به پیشبرد استراتژی‌های خود مشغول بود و همواره با نظریه‌ها و تئوری‌های راهبردی از درون خود، تولید فکر می‌کرد، امروز به دنبال تاکتیک در مواجهه با سایر جریانات سیاسی، در امان ماندن از برخوردهای امنیتی در فضای آشکار فعالیتش و تاکتیک‌های ناآشنای تقیه است.)

۳ – امکان برخورد قاطع با رژیم را در باب سیاست‌های آسیمیلاسیون، تبعیض‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و .. را تضعیف نمود.

۴ – فعالین را از تجویز نسخه برای حرکت ملی و تمامیت آزربایجان منحرف کرده و در دام نقد رفتاری دولت‌های جمهوری اسلامی و سیاست‌های جریان‌های داخلی انداخت.

۵ – میدان مناسب برای استفاده ابزاری از روحیه‌ی ملی را برای مانور قدرت جمهوری اسلامی هموار نمود، به‌طوری‌که سیاست تحریم انتخابات به حمایت قاطع و تشکیل تشکل‌های انتخاباتی هویت طلب در شرق آزربایجان بدل گشت.

۶ – حرکت ملی آزربایجان را از موضع حق‌خواهی خارج نموده و در مظان اتهام قرار داد. چراکه نه امکان سازمان‌دهی و حمایت از حرکت‌های خیابانی دارد و نه امکان اظهارنظر و ترویج نظریه‌های حرکت ملی.

۷ – تغییر مسیر گسترش و صدور با جایگزین شدن جذب توده طرفدار به‌جای سیاست تربیت فعال مدنی.

۸ – تضعیف بدنه‌ی متشکل و یکپارچه‌ی حرکت ملی و ناتوانی در ایجاد جبهه‌ای تهاجمی و تثبیت سازمانی پیشرو

۹ – اعطای فرصت بهره‌برداری و پز دموکراتیک برای جمهوری اسلامی با دستاویز قرار دادن جریان هویت طلبی

حرکت ملی آزربایجان به‌عنوان استراتژی ما و عظیم‌ترین جنبش ملی جغرافیای ایران از هر حیث خصوصاً استراتژی‌های مشخص، فلسفه و بنیان نظری و اندیشه و مطالبات از جریان‌های سیاسی داخلی متمایز است و جریان هویت طلبی امروزه با تغییر مسیر از خواستگاه حرکت ملی رفته رفته به پایگاه مانور جمهوری اسلامی مبدل گشته و خواسته و ناخواسته ضربات مهلکی به بدنه‌ی حرکت وارد می‌نماید.

جریان هویت طلبی با تحت تأثیر قرار گرفتن جنبش‌های ملی در کشورهایی چون اسپانیا، اسکاتلند و به‌ویژه محور فعالیتی حزب دموکراتیک خلق‌ها در ترکیه درصدد اجرای کپی پستی از مبانی نظری آنان در آزربایجان است که از هر حیث با شکست مواجه خواهد گشت. چراکه جامعه‌ی ایران برخلاف جوامع ذکرشده فاقد زیرساخت‌های دموکراتیک است و انحصارطلبی قومی تقریباً از اصول لاینفک تمام جریان‌های سیاسی داخلی و حاکمیت به شمار می‌آید.

هرچند شبه دموکراسی دولت‌های اصلاح‌طلب و معتدل فضای نسبی سیاسی برای ابراز مطالبات ملی را فراهم می‌آورد اما از احقاق آنان خبری نخواهد بود و به وسیله‌ی دولت‌های تندرو پس‌ازآن سرکوب خواهد گشت.

پس بهتر است تا نیروی مولد، استقلال فکری و نظری و گفتمان قاطع خود را از دست نداده‌ایم و به‌طور کامل از استراتژی‌های خود عدول نکرده‌ایم به فضای پسا هویت طلبی گشته و حرکت ملی آزربایجان را دریابیم.

پس از آسیب زدایی و بازگشت به خویشتن می‌توان با ایجاد میدان‌ها و استراتژی‌ها به نقطه‌های اوج حرکت ملی بازگشت. برای پرداخت به این مسئله راهکارهای ذیل را می‌توان مورد نقد و بررسی قرار داد.

۱ – ایجاد مجدد فضای راهبردی و میدان تبادل اندیشه و نقد درون جریانی نوگرایی تئوریک. (پرداختن به مسائل حاشیه عموماً ما را از اصل و بنیان فارغ کرده است بطوریکه امروزه با نوعی کلاسیزم درون جریانی مواجه هستیم و با هیچ‌گونه آشنازدایی و رفتار جدیدی پس از سال ۹۰ مواجه نگشته‌ایم.)

۲ – تقویت رسانه‌های رسمی حرکت ملی با گفتمان استراتژیک آن جهت مدیریت اندیشه، ایجاد اتحاد اجتماعی و کنترل جامعه‌ی هدف. (با توجه به اینکه جامعه‌ی هدف رسانه پذیر، مدیریت و اتحاد اجتماعی را به وجود می‌آورد، گسترش فضاهای مجازی و چت روم‌های مختلف تقریباً مدیریت و کنترل توده‌ی طرفدار حرکت را مشکلاتی مواجه ساخته است. بطوریکه در موضوع اعتراض به نفرت پراکنی روزنامه طرح نو احساس مسئولیت نابجای گروه‌های توده‌ای سبب کاهش سطح کمی و کیفی تجمعات گشت.)

۳ – بیداری ملی عمومی و آگاه‌سازی توده بیدار با اتکا به تولید محتوا در قالب کتاب، جزوه، فیلم و …

۴ – تحزب و تشکیلات پذیری (فرهنگ کار جمعی و متمرکز ازجمله مسائلی است که  فعالیت را هدف‌دار و همچنین اجماع را نیز آسان‌تر می‌کند. و موجب می‌شود فرد خود را در مقابل مسائل مختلف جامعه مسئول بداند. همچنین کادر سازی و تخصصی سازی امور نیز در قالب تشکل یا تحزب به‌مراتب راحت‌تر از فضای محفلی است.)

۵ – کادر سازی (تخصصی سازی امور نظری، تئوریک و اجرایی در بین فعالین حرکت ملی با تحصیلات آکادمیک یا آموزش‌های تئوریک احزاب.)

۶ – قاطعیت جریانی (قاطعیت دیالوگ و اتخاذ موضع تهاجمی در برابر دستگاه حاکمیت ازجمله مواردی که در وضعیت کنونی ( افزایش نارضایتی‌ها) می‌تواند موجب راهبری جامعه و جذب روزافزون به مشی حرکت ملی، توسط فعالین ملی گردد.)

امید است با کنکاش مسائل روز در حرکت ملی و تبیین گفتمانی قاطع در مقابل سیاست‌ها و اتفاقات کشور ایران و منطقه، بتوانیم بیان‌گر خواسته‌های ملت تورک آزربایجان باشیم. بدیهی است پالایش مقاله فوق از سوی فعالین حرکت ملی و ایراد نقد و تحلیل آن موجب دستیابی به اهداف والای حرکت ملی آزربایجان خواهد شد.

اشتراک گذاری

رسیدگی به شکایت دکتر صدیق علیه سایت هتاک آذری‌ها

دیدار جمعی از فعالین حرکت ملی با حسین علی محمدی

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را ثبت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.