اؤیرنجی سسی: در جهانی که تقریباً همه‌ی مسائلی که جوامع انسانی با آن‌ها سروکار دارند، به نحوی تحت تاثیر مستقیم رسانه‌ها هستند و به زعم بسیاری، رسانه‌ها تعیین‌کننده‌ی نهایی بسیاری از جهت‌گیری‌های فردی و جمعی ملت‌ها، کودکان، به دلیل عدم تشخیص دقیق مرز خیال و واقعیت، بیش‌تر از سایرین در معرض تاثیر مثبت و منفی رسانه‌ها هستند.

کودک  (2)اساساً تصور وجود سبک‌های زندگی بدون رسانه‌های جمعی غیرممکن است. از نظر گیدنز رسانه‌ها نقش مهمی در تبلیغ سبک‌های زندگی مختلف دارند. طیف سبک‌های زندگی با گونه‌های آرمانی که در رسانه‌ها طرح می‌شوند شاید محدود باشند، ولی گسترده‌تر از سبک‌های زندگی‌ای هستند که افراد قاعدتاً در زندگی روزمره‌ی خود در قالب آن‌ها جا می‌گیرند. البته به اعتقاد او رسانه‌ها در جهان جدید در عین این که امکان‌ها و گونه‌ها را به دست می‌دهند، تفسیرهای باریک‌اندیشانه‌ای از نقش‌ها یا سبک‌های زندگی خاص نیز ارائه می‌کنند. ( تجدد و تشخص: جامعه و هویت شخصی در عصر جدید- آنتونی گیدنز- ترجمه‌ی ناصر موفقیان – نشر نی)

در یک کلام دوران ما به رسانه ها تعلق یافته‌است: Age of Media.

رسانه‌ها مانند دریچه‌ای به جهان خارج در دیدگاه‌ها و رفتارهای افراد مؤثر هستند؛ یکی از نگرانی‌های عمده، در باب تأثیر رسانه‌ بر سبک زندگی، مخاطبان کودک و نوجوان هستند. در مورد مخاطبان کم‌سن و سال، رسانه‌ها می‌توانند شیوه‌های مصرف خاصی به وجود آورند. به خاطر کمبود مهارت‌های شناختی، این گروه در برابر تبلیغات، شکننده‌تر هستند.

علاقه‌ی شدید کودکان به رسانه‌ها، خصوصاً از نوع دیداری و به ویژه تلویزیون، و از سوی دیگر سرمایه‌گذاری وسیع مالکان و مدیران رسانه‌های بزرگ دنیا برای تولید برنامه‌های مربوط به کودک و نوجوان، امیدها و بیم‌های فراوانی را برای اندیش‌مندان و مصلحان بر انگیخته است.

در ایران، اولاً رسانه‌های ویژه‌ی کودکان: برنامه‌های کودک و نوجوان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، برنامه‌های کودک شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای، سی‌دی‌ها و دی‌وی‌دی‌های کارتون‌ و انیمیشن، بازی‌های کامپیوتری، و ثانیاً رسانه‌ها در حالت کلی: همراهی کودکان با والدین در استفاده از رسانه‌هایی که ویژه‌ی کودکان نیستند، در رشد و تربیت کودکان، تاثیر مهمی دارند.

تلویزیون، به دلیل ویژگی‌های خاصش، پرنفوذترین و تاثیرگذارترین رسانه در جهان به شمار می‌رود. جهت‌دهی این رسانه به عموم رفتارهای مردم در نقاط مختلف جهان، جایی برای تردید ندارد.

تماشای تلویزیون دو تصویر ذهنی را برای کودکان به دنبال دارد: یکی تصویر ذهنی کودکان از خود تلویزیون و دیگری تصویر ذهنی آن‌ها از خودشان است که تلویزیون به آنها القا می‌کند. واکنش کودکان را به تلویزیون نباید مانند یک آزمایش، بر مبنای پردازش کلامی استنباط کرد، بلکه باید آن را بر مبنای تصویرسازی و تداعی‌سازی درک کرد. تلویزیون، با ادغام نشانه‌های شنیداری و دیداری و با اصطلاحات کلامی آشنا در کنار تصاویر آشنا، محرک‌های پیچیده‌ای خلق می‌کند. تصویرسازی بخشی از یک سطح واکنش است که کم‌تر از فرایند استدلال منطقی توان فکری طلب می‌کند. برای کودکان، در خاطر نگه داشتن محرک‌های پیچیده‌ی بصری آسان‌تر از به یاد آوردن توصیف‌های کلامی ساده است. طبق نظریه‌ی پیاژه، تصویرسازی ذهنی یکی از ویژگی‌های شناختی کودکان در مراحل اولیه رشد (حسی ـ حرکتی) محسوب می‌شود که کودک توانایی بازنمایی اشیاء را به دست می‌آورد؛ این قابلیت با کسب تجارب جدید از محیط و متناسب با رشد شناختی کودک متحول می‌شود و از قالب عینی به قالب انتزاعی تغییر می‌یابد.

کودک  (4)این تمایز تلویزیون از دیگر رسانه‌ها و نفوذ پیش از حد آن در خانواده‌ها، در حالی است که بسیاری از متفکران، بر کارکردهای منفی تلویزیون تاکید دارند. تا آن‌جا که متفکر معاصر پیر بوردیو، تلویزیون را خطر بزرگی برای سپهرهای تولید فرهنگی، یعنی هنر، ادبیات، علم، فلسفه، و حقوق می‌داند و از آن به عنوان «فساد ساختاری» یاد می‌کند. به باور او تلویزیون بارزترین شکل از بروز پدیده‌ی «فکر سریع» است؛ در حالی که اصولا فکر کردن در زیر فشار زمان و با سرعت امکان‌پذیر نیست. بنابراین نتیجه‌ی کار در تحمیقی است که این ابزار  به شکل گسترده بر افکار عمومی تحمیل کرده و آنها را از توانایی درک واقعیت‌های اجتماعی بر اساس ابزارهای جامعه‌شناختی محروم می‌کند و به این ترتیب می‌توان بهترین کمک را بازتولید نظام سلطه انجام دهد. او در واقع به رسانه‌هایی مانند تلویزیون به مثابه میدانی می‌نگریست که  بخش قابل ملاحظه‌ای از سازوکارهای بازتولید سلطه اجتماعی را بر دوش دارند. (درباره‌ی تلویزیون و سلطه‌ی ژورنالیسم – پیر بوردیو –  ترجمه‌ی ناصر فکوهی – نشر: آشیان)

همچنین باید گفت تلویزیون نشان داده است که در بر انگیختن سلیقه ها بهتر از برانگیختن فعالیت‌های فکری یا خلاق عمل می‌کند.

اما در ایران، تلویزیون احتمالاً رسانه‌ی اصلی کودکان باشد. صدا و سیمای رسمی جمهوری اسلامی، با پخش برنامه‌های ویژه‌ی کودک و نوجوان، و از مهرماه سال گذشته با افتتاح کانال ویژه‌ی کودک و نوجوان (شبکه‌ی پویا) سعی در جلب کودکان دارد. از طرفی کودکان در ایران علاقه‌مند به تماشای برنامه‌های بزرگ‌سالان هستند.

همچنین تلویزیون‌های ماهواره‌ای، بیننده‌های زیادی در میان کودکان دارند.

در خصوص میزان استفاده‌ی کودکان و در مجموع جامعه‌ی ایران از تلویزیون، مانند بسیاری دیگر از مسائل اجتماعی، آمار و اطلاعات دقیق و قابل اتکایی در دست نیست و پژوهش‌های چندانی انجام نشده است.

اما طبق پژوهش‌های جهانی، در سه سالگی از هر سه کودک یک نفر، در پنج سالگی از هر پنج کودک چهار نفر و در کلاس اول از هر ده کودک نه نفر تلویزیون تماشا می‌کنند. در سال‌های اول تحصیل، زمان متوسطی که یک کودک صرف تماشای تلویزیون می‌کند دو ساعت در روز است. از این سال‌ها به بعد مقدار فوق در کلاس‌های ششم و هفتم به اوج سه تا چهار ساعت می‌رسد و آنگاه به آرامی طی سال‌های دبیرستان افول می‌کند. از نظر تماشای تلویزیون، بین کودکان اختلاف‌های فردی زیادی وجود دارد. برای مثال کودکان با هوش‌تر تا حدود سن یازده سالگی از تماشاگران پروپا قرص تلویزیون به شمار می‌روند و پس از این سن، تمایل می‌یابند که از تلویزیون کنار بکشند و به سمت چالش‌های فکری به ظاهر بزرگتر آثار چاپی روی آورند. یک نوجوان معمولی در شانزده سال اول عمر خود همان میزان وقت صرف تماشای تلویزیون می‌کند که صرف مدرسه می‌کند.

اما در ایران در سال ۱۳۸۹، طبق آماری که مرکز سنجش برنامه مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما منتشر کرده است، کودکان ۵ تا ۱۰ساله، ۴ساعت و ۹دقیقه تلویزیون نگاه می‌کنند. نوجوانان در ایران ‌۴ساعت و ‌٣دقیقه تلویزیون تماشا می‌کنند.

همچنین بر اساس آمار مرکز تحقیقات و سنجش برنامه‌ای صدا و سیما به نظر می‌رسد توجه کودکان و نوجوانان بیش از آن که به برنامه‌هایی که برایشان ساخته می‌شود، معطوف باشد؛ جذابیت‌های برنامه‌های بزرگسالان است که آنان را پای تلویزیون نگه می‌دارد.

بر اساس این گزارش، ۸۹ درصد از کودکان و نوجوانان ایرانی در فصل بهار ۱۳۸۵ برنامه‌های بزرگسال را تماشا کرده‌اند.

کودک  (3)بر این اساس ۶۰ درصد از کودکان و نوجوانان ایرانی در ساعت ۹ تا ۱۰ شب بیننده‌ی برنامه‌های تلویزیون بوده‌اند که کارشناسان همواره نسبت به تماشای برنامه‌های بزرگسال توسط کودکان هشدار داده‌اند و معتقدند کودکان لایه‌های زیرین برنامه‌های بزرگسالان را متوجه نمی‌شوند و تنها لایه اولیه فیلم را برمی‌دارند.

در واقع باید گفت در حالی که یافته‌های علمی به کررات ثابت کرده است که تماشای بیش از ۲ ساعت تلویزیون در روز طی دوران کودکی و نوجوانی، باعث می‌شود که در سن ۲۶ سالگی، فرد به ۱۷ درصد اضافه وزن، ۱۵ درصد عدم تناسب بدنی، ۱۵ درصد کلسترول بالا و ۱۷ درصد استعمال سیگار مبتلا شود، کودکان ایرانی دو برابر این میزان تنها به تماشای تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی می‌پردازند.

کودکان در ایران همچنین مخاطب پروپا قرص شبکه‌ی «پرشین تون» که خود را  «اولین شبکه‌ی تلویزیونی برای کودکان پارسی‌زبان» می‌خواند هستند. این شبکه که از بریتانیا اداره می‌شود، از نوروز ۹۱ افتتاح شده و به صورت مداوم برای کودکان برنامه‌های مختلف به‌خصوص کارتون و انیمیشن پخش می‌کند. بازپخش کارتون‌های دوبله‌شده و پخش‌شده در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی و همچنین دوبله و پخش کارتون‌ها و انیمیشن‌های جدید، برنامه‌های اصلی پرشین‌تون هستند.

حمید دباشی –جامعه‌شناس- در مصاحبه با «دفتر کودکی» در مورد دلیل استفاده‌ی بیش از حد کودکان از تلویزیون در ایران می‌گوید: «دلایل استفاده‌ی بیش از حد کودکان در ایران از تلویزیون می‌تواند بسیار باشد؛ از جمله نیاز پدر و مادر به کار شاق و توان‌فرسای خارج از خانه برای تامین زندگی همان بچه‌ها که طبیعی است فرصتی برای آن‌ها برای صرف وقت با بچه هاشان باقی نمی‌گذارد».

در این مورد همچنین می‌شود گفت کیفیت روابط کودک با خانواده و گروه همسالان خود تعیین‌کننده میزان استفاده‌ی کودک از تلویزیون می باشد، در حالی که رفتار کودک به دلیل ناکامی در روابط خانوادگی یا روابط با دوستان از پرخاشگری آکنده است، احتمالاً در جستجوی محتوای خشونت‌آمیز تلویزیون است و آن را به یاد می‌آورد. اگر روابط اجتماعی وی رضایت بخش نباشد احتمال دارد بر اساس خیال‌پردازی‌های حاصل از تلویزیون به خیال‌پردازی روکند. اگر وی برای پاسخ به نیاز های اجتماعی خویش در جستجوی خشونت برآید، احتمالا آن خشونت را هنگامی که در زندگی واقعی نیاز به پرخاشگر بودن را حس کند، به یاد می‌آورد و آن را زنده می کند.

نفوذ رسانه‌ها و به‌خصوص تلویزیون در زندگی مردم، خانواده‌ها در ایران را تا حدودی سردرگم کرده و آن‌ها را در کنترل و مدیریت دسترسی و استفاده‌ی فرزندانشان از رسانه‌ها، دچار مشکل کرده است.

مادر کیمیا، دوازده ساله، به «دفتر کودکی» می‌گوید فرزندش در روزهای تابستان حدود هفت ساعت در روز تلویزیون تماشا می‌کند که بیش‌تر آن را به تماشای برنامه‌های ویژه‌ی کودک به خصوص از شبکه‌های ماهواره‌ای می‌پردازد. وی معتقد است که فرزندش هرچند گاهی مسائل تربیتی را از خلال برنامه‌های تلویزیونی آموخته، اما تماشای بیش از حد تلویزیون از نظر جسمی و روانی برای فرزندش مضر است. مادر کیمیا می‌گوید کارتون‌های پرشین‌تون پر از مسائل بیش از حد تخیلی و جادویی است و از آن‌جا که کودکان توانایی تفکیک دقیق خیال و واقعیت را ندارند، داستان‌هایی با محوریت سحر و جادو و تخیل بیش از حد، تاثیر بدی روی ذهن فرزندش می‌گذارند.

مادر کیمیا می‌گوید فرزندش جز برنامه‌های کودک، سریال‌های طنز تلویزیون ایران را نیز دنبال می‌کند. اما او به شدت مخالف این است که فرزندش سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای از جمله Gem TV و Farsi1، را تماشا کند و این سریال‌ها را فراتر از سن و سال کودکان و از نظر اخلاقی و تربیتی مضر و مخرب می‌داند.

مادر دو پسر دوقلوی ۱۱ ساله نیز به «دفتر کودکی» می‌گوید که اگر مانع فرزندانش نشود، آن‌ها تمام مدت بیداری‌شان را به تماشای تلویزیون می‌پردازند. او اضافه می‌کند که فرزندانش علاوه بر برنامه‌های کودک، سریال‌های خانوادگی و پلیسی را نیز دنبال می‌کنند. مادر امیرحسن و امیرحسین، تبلیغات بیش از حد تلویزیون و به خصوص تبلیغ مداوم خوراکی‌هایی را که برای سلامت فرزندانش مضر است از نقاط ضعف تلویزیون می‌داند.

دباشی شبکه‌های ماهواره‌ای و به خصوص کانال‌هایی را که در سال‌های اخیر به دوبله و پخش سریال‌های ظاهراً خانوادگی می‌پردازند و با استقبال زیادی در کشور مواجه هستند، «مخرب، تنبلی‌آور و باعث کودنی ذهنی برای کودکان و خانواده‌های‌شان» می‌داند و اضافه‌ می‌کند: «صرف این که آن برنامه ها از تنوع و شادمانی بیشتری از تلویزیون‌های دولتی بر خوردارند بدان معنی نیست که آن‌ها بهترند. اتفاقا این برنامه‌ها سخیف‌ترین برنامه‌های امریکایی و اروپایی را به فارسی ترجمه و تالیف می‌کنند و در واقع مکمل برنامه‌های ایدئولوژی‌زده‌ی دولتی هستند نه بدیل آن‌ها. یک نوع ایدئولوژی واحد تولید-مصرف‌کننده در هر دوی آنها جاری است: یا مصرف‌کننده نشانه‌ها و گمانه‌های حاکم بر نظام و در نتیجه نظام تصویری حاکم از طرف دولت و یا مصرف کننده اطوار و کالاهای بنجل از طرف دیگر. این تلویزیون‌های خارج از مرز با ژست کاذب و مضحک آزادی و لیبرالی گرفتن تالی و مکمل تلویزیون‌های دولتی و رسمی و خشک‌اندیش داخلی‌اند».

در کنار تمام این مسائل، آن چه از دید خانواده‌ها پنهان می‌ماند، تاثیراتی بلندمدت‌تر و عمیق‌تر است.

از جمله این که یکی از سیاست‌های اصلی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، القای ایدئولوژی مذهبی و سیاسیِ نظام حاکم در ایران در مجموعه‌ی برنامه‌های خود از جمله در برنامه‌های ویژه‌ی کودکان است.

دباشی در این خصوص به «دفتر کودکی» می‌گوید: «دولت‌ها طبیعی است که از نظام آموزشی و نیز از رسانه‌هایی مثل تلویزیون برای تقویت خاستگاه‌های ایدئولوژیک خود سواستفاده کنند. ولی این فقط دولت‌ها نیستند که از تلویزیون برای تبلیغ مداوم ایدئولوژی رسمی خودشان استفاده می‌کنند. تبلیغات در ذات وجودی سیستم سرمایه‌داری جهانی شده است که منطق روایی آن به دولت‌ها هم سرایت کرده است».

این استاد دانشگاه کلمبیا در خصوص نقش والدین در کنترل میزان استفاده از تلویزیون به وسیله‌ی کودکان به «دفتر کودکی» می‌گوید: «تغذیه‌ی بد فکری و روانی کودکان مثل تغذیه بد جسمی آنهاست. مقصر اصلی پدران و مادران در تحلیل نهایی سیاست‌های آموزشی دولت‌ها هستند. هوشیاری پدران و مادران می‌تواند آن استفاده‌ها را خنثی کند و برای کودکان روند آموزشی درست و متعادلی ایجاد کند». دباشی همچنین در خصوص خنثی کردن تبلیغات ایدئولوژیک تلویزیون معتقد است: «طریق مبارزه با آن‌ها فشار مستمر بر دولت‌ها برای برنامه‌های حتی‌المقدور بری از تبلیغات ایدئولوژیکی و بعد هم خنثی کردن آن‌چه به هر حال باقی می‌ماند در نهاد خانواده است. نهاد خانواده را البته می‌توان به گستره‌ی وسیع‌تری از جامعه‌ی مدنی و سپهر عمومی و نیز همایش‌های داوطلبانه تعمیم داد».

دباشی نهایتاً در خصوص تکنولوژی‌ رسانه‌ و رسانه‌های جدید به «دفتر کودکی» می‌گوید: «با تکنولوژی‌های جدید نباید مبارزه‌ی جزمی کرد باید آنها را بکار گرفت. برای تربیت فرزندان، پدر و مادر و مسولانِ دلسوز باید تصویری خلاق و دلسوزانه از تعالیم و تربیت داشته باشند و از این تکنولوژی‌های جدید برای نیل به آن‌ها استفاده کنند. نه باید این تکنولوژی جدید را به طور کلی نفی و نه به طور کلی تایید کرد. باید آنها را به جهت مثبتی برای رشد و شکوفایی کودکان استفاده کرد».

Social Share Toolbar
پست الکترونیکی ما

info@oyrenci-sesi.info